Iran 1400 Podcast
اپیزود | قانون
قانون فقط برای ادارهٔ جامعه نیست؛مرزی است
که قدرت را
در چارچوب قواعد مشترک جامعه نگه میدارد. و بدون این مرز نه عدالت دوام خواهد داشت و نه پاسخگویی.
همراهان ارجمند، به کانال وفا خوش آمدید.
در اپیزود قبل به پاسخگویی اشاره کردیم.
گفتیم جامعهای که در آن قدرت در برابر شهروندان پاسخگو نباشد بهتدریج اعتماد اجتماعی از دست میره.
حالا…
چه چیزی باعث میشود نهادهای قدرت در برابر جامعه پاسخگو بمانند؟
یکی از مهمترین پاسخها یا راهحلها قانون است.
قانون
قاعدهای است
که قدرت را
در چارچوب قواعد مشترک جامعه محدود میکند.
قاعدهای که میگوید
هیچ فرد
و هیچ نهادی
فراتر از قانون نیست.
در مسیر بیداری مدنیاز شهروندی گفتیم و اینکه شهروندی رابطهای است میان فرد و ساختار قدرت.
از عاملیت گفتیم، از اعتماد، از کنش جمعی.
گفتیم جامعه برای حرکت به چشمانداز و روایت مشترک نیاز دارد.
و گفتیم اگر افراد خود را در آیندهٔ مشترک نبینند تعلق شکل نمیگیرد.
بعد به عدالت رسیدیم.
و گفتیم عدالت قاعدهٔ منصفانهٔ زندگی مشترک ماست.
اما عدالت
اگر بر قواعدی روشن
و پایدار
استوار نباشد
بهراحتی
وابسته به ارادهٔ یا سلیقه قدرت
میشود.
اینجاست که قانون اهمیت پیدا میکند.
قانون در نگاه مدرن بیش از آنکه برای مدیریت مردم باشد برای مهار قدرت است.
قانون مرزی است که میگوید هیچ قدرتی فراتر از قاعدهٔ مشترک جامعه قرار ندارد.
در تاریخ اندیشهٔ ایران این مسئله رو در رساله مشهور «یک کلمه» نوشتهٔ مستشارالدولهمیشه دید
او در اواخر قرن نوزدهم در پاسخ به این پرسش که راز پیشرفت جوامع جدیدیا راه نجات مملکت ایران یک کلمه است و آن هم قانون
قانونی که نه فقط برای مردم بلکه برای حاکمان هم یکسان اجرا شود.
در واقع قانون تلاشی است برای اینکه عدالت وابسته به سلیقهٔ افراد نباشد.
در بسیاری از جوامع این تغییر بهتدریج رخ داد.
بهجای آنکه عدالت به شخصیت حاکمان وابسته باشد به قواعدی پایدار و مشترک سپرده شد.
در مقالهای با عنوان «از عدالت الهی تا حقوق بشر» در سایت پروژه ایران ۱۴۰۰ به همین تحول اشاره کردیم.
در بخش بزرگی از تاریخ عدالت بیشتر به فضیلت حاکم یا به ارادهٔ الهی نسبت داده میشد.
اما در دنیای مدرن عدالت بیش از آنکه به شخصیت حاکمان وابسته باشد به حقوق شهروندان و به قانون پیوند میخورد.
در مقالهای دیگر با عنوان «جامعهٔ مدنی و آیندهٔ ناتمام ایران» گفتیم که آیندهٔ ایران یک فرایند مدنی در حال شکلگیری است.
فرایندی که در آن شهروندان بهتدریج رابطهٔ خود با قدرت و با یکدیگر را بازتعریف میکنند.
این بازتعریف هم بدون قانون ممکن نیست.
قانون همان چیزی است که پاسخگویی را از یک رفتار مقطعی و سلیقهای به یک قاعدهٔ پایدار تبدیل میکند.
به همین دلیل است که
در بسیاری از جوامع
حاکمیت قانون
یکی از پایههای اصلی
نظام سیاسی
به شمار میآید.
در مقالهٔ «عدالت در ایران و آیندهٔ مدنی آن» هم اشاره کردیم که عدالت فقط یک آرمان اخلاقی نیست.
عدالت نیازمند نهادها و قواعدی است که آن را در عمل حفظ کنند.
و قانون یکی از مهمترین این قواعد است.
اما قانون فقط مجموعهای از مواد حقوقی در کتابها نیست.
قانون وقتی معنا پیدا میکند که جامعه آن را به عنوان قاعدهٔ مشترک بپذیرد.
و وقتی شهروندان خود را در شکلگیری و دفاع از قانون سهیم بدانند.
در واقع قانون یکی از مهمترین پلها میان جامعه و نهادهای قدرت است.
پلی که اگر درست ساخته نشود پاسخگویی و عدالت هر دو آسیب میبینند.
ترنزیشن
و شاید پرسش اصلی این باشد:
در آیندهای که برای ایران تصور میکنیم چه قانونی میتواند همهٔ شهروندان را در برابر قدرت حمایت کند؟
در اپیزود بعدی بیداری مدنی به مفهومی دیگری میپردازیم که بدون آن هیچ قانونی در عمل کارایی نخواهد داشت:
نهادها.
برای فردایی بهتر، مکث کنیم، به هم گوش بدیم،و آگاهانه قدمی برداریم.