Iran 1400 Podcast
سواد رسانهای | تحول معنا فراتر از خبر و روایت
بهتازگی نوشتاری در سایت ایران ۱۴۰۰ منتشر شد با عنوان «گذار از حاکمیت به جامعه؛ بازتعریف آزادی، استقلال، صلح و جنگ در ایران امروز».
لبِ لباب این مقاله از لنز سواد رسانهآی اینه که:
آنچه در ایران امروز در حال تغییر است، صرفاً سیاست نیست؛ بلکه زبان سیاست است. مفاهیمی مانند آزادی، استقلال، صلح و جنگ که طی دهههای پیش ستونهای اصلی گفتمان سیاسی را شکل دادهاند، دیگر به همان معنای سابق عمل نمیکنند. در ارزیابی پروژه این مفاهیم از میان نرفتهاند و اهمیت خود را هم از دست ندادهاند، بلکه از سطح دولت به سطح جامعه و از حاکمیت به تجربه زیسته گذار کردهاند.
اگر این فرض و این مشاهدات درست باشد، اتفاق بزرگتری در حال وقوع است:
تغییر در معنای مفاهیم پایهای.
مفاهیمی مثل:
آزادی استقلال صلح جنگ امنیت
این مفاهیم از بین نرفتهاند، اما در حال گذارند.
از زبان کلاسیک یا رسمی سیاست به تجربهٔ زیستهٔ مردم.
وقتی به فضای رسانهای و اجتماعی پیرام ون خودمان نگاه میکنیم، به نظر میرسد این مفاهیم دیگر فقط در سطح دولتها تعریف نمیشوند؛ بلکه در دل جامعه و بین ما معناهای تازهای پیدا میکنند.
طبیعی است که این تغییر و تحول در رسانهها هم منعکس بشه و در تحلیلها، خبرها و رقابتهای سیاسی و جناحی بازتعریف شود.
اما نکته اینجاست:
ما با واژههای مشترک روبهرو هستیم، اما لزوماً نه با مقاصد و معناهای یکسان.
ایرانی آباد و آزاد برای همه. کدام آزادی؟ و کدام همه؟
آیا آزادی رسیدن به مقصد آزاد شدن ازسلطهاست، یا حق اعتراض،
مشارکت در سپهر عمومی است یا انتخاب سبک زندگی
یک رسانه یا طیف خاص از «امنیت» حرف میزند و آن را در قدرت تعریف میکند.
رسانهای دیگر امنیت را در کیفیت زندگی میبیند.
برای بعضی تکثر یعنی من هم باشم برای دیگری یعنی دیگری هم باشد
برای بعضیها امنیت یعنی نبود تهدید خارجی.
برای بعضی دیگر امنیت یعنی اینکه فردا را بتوان پیشبینی کرد، کار داشت، و با آرامش زندگی کرد.
یکی از «استقلال» در سطح سیاست خارجی، از استقلال از بیگانه میگوید.
دیگری استقلال را در حضور آگاهانه در جامعه و در انتخاب سبک زندگی میبیند
و این تفاوتها کمکم فضای فهم را پیچیدهتر میکند.
گاهی اختلاف ما بر سر واقعیت نیست؛ بر سر معنایی است که به آن میدهیم یا از آن میخواهیم
مثلاً در شبکههای اجتماعی یک خبر یا یک ویدیو منتشر میشود.
یک گروه میگوید: این نشانهٔ ضعف است.
گروه دیگر میگوید: این نشانهٔ قدرت است.
و هر دو از یک واقعیت واحد به دو معنای متفاوت میرسند.
بنابر این میبینیم اینجا اختلاف فقط بر سر خبر یا روایت نیست؛ بر سر معناست.
تا حالا گفتیم باید پشت خبر را ببینیم، سیاست رسانه، روایتهای گزینشی و تحلیلهای جهتدار را از هم تشخیص بدهیم.
حالا این لایه هم اضافه میشود:
معنا هم در این بستر سیال با فهم ما و تصمیمهای ما بازی میکند.
شهروند آگاه فقط خبر خوان نیست. فقط راستیآزمایی نمیکند. به «معنا» هم توجه میکند.
میپرسد:
وقتی از آزادی حرف زده میشود دربارهٔ چه نوع آزادی؟
وقتی از صلح حرف زده میشود برای چه کسی و با چه هزینهای؟
شعارهایی مثل آزادی، برابری، دادخواهی، دموکراسی—
برای گروههایی که آنها را فریاد میزنند لزومـاً یک معنا ندارد.
گاهی حتی یک مطالبهٔ مشترک هم نیست.
و اگر این تفاوت معنا را نبینیم، فکر میکنیم دربارهٔ یک چیز حرف میزنیم، در حالی که هر کدام چیز دیگری را در ذهن داریم.
و اینجاست که فهم معنا به عاملیت فردی گره میخورد.
چون انتخاب ما بر اساس همان معنایی است که از یک مفهوم در ذهن داریم.
اگر احساس میکنید در فضای رسانهها یا شبکههای اجتماعی به سمت پیوستن به یک جریان خاص سوق داده یا هل داده میشیدمیشوید، شاید بد نباشد مکث کنیم.
به سواد رسانهای خودمان، به شعور خودمون اعتماد کنیم. و بپرسیم:
آیا پشت این شعارها و وعدههای احساسی، یا حتی برنامههای مدون و امیدبخش، من شهروند واقعاً در ساختن معنا مشارکت دارم؟
آیا آنچه به ما به عنوان تصویر آینده بهتر ارائه میشود همان معنایی را دارد که من و ما در ذهن خود تصور کردهایم؟
و آیا این مسیر به یک چشمانداز و روایت مشترک میرسد، یا فقط ما را در یک هیجان لحظهای همراه میکند؟
گاهی مهمترین کنش آگاهانه همین مکث و تأمل کردن است.
برای اینکه فردا مثل گذشته نگیم که دهها پیش روشنفکران به ما خیانت کردند بهتره به عنوان شهروند آگاه امروز خودمون فکر خودمان را روشنتر کنیم.
اگر این تغییر معناها را نبینیم، ممکن است در ظاهر در حال فهمیدن باشیم، اما در عمل فقط واکنش نشان بدهیم.
سواد رسانهای حساس بودن به تحول معناها هم هست.
برای فردایی بهتر، بیتعصب و بیتوهم بیندیشیم و آگاهانه قدمی برداریم.