Iran 1400 Podcast
سواد رسانهای | روایت جنگ
این روزها جنگ فقط در میدان نظامی جریان ندارد.
در رسانهها هست، در روایتها هست، و حتی در گفتگوهای روزمرهٔ ما.
در چنین فضایی یک سؤال مهم مطرح میشود:
ما در این میدان کجا ایستادهایم؟ تماشاگر روایتها هستیم یا بخشی از آنها؟
در اپیزودهای قبلی سواد رسانهای گفتیم مکث کنیم، پشت خبر را ببینیم، و نقش خودمان را در زنجیرهٔ عرضه و تقاضای اطلاعات جدی بگیریم.
در اپیزود پیشین هم درباره «روایت» حرف زدیم؛ گفتیم خبر خودِ واقعیت نیست، انتخابی از واقعیت است.
حالا در روزهایی هستیم که جنگ به یک تجربهٔ روزانه تبدیل شده و در فضای رسانهای و افکار عمومی سنگینتر و نفسگیرتر احساس میشود.
در چنین شرایطی سواد رسانهای معنای تازهای پیدا میکند.
در زمان جنگ هر طرف تلاش میکند روایت خودش را از واقعیت مسلط کند.
نشان دهد که پیروز است، مشروع است، و طرف مقابل ضعیفتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
در چنین فضایی خبرها سریعتر منتشر میشوند، قطعیتها بیشتر میشود، و پیشبینیها جای تحلیل را میگیرند.
همان چیزی که در اپیزودهای قبلی گفتیم: وقتی تحلیل از داده فاصله میگیرد، فالبینی جای آن را میگیرد.
و این طبیعی است؛ چون در شرایط بحران سرعت از دقت جلو میزند.
در زمان جنگ سه پدیده هم معمولاً پررنگتر میشود:
پروپاگاندا؛ یعنی هر طرف تلاش میکند روایت خودش را مسلط کند.
اطلاعات ناقص و شتابزده؛ خبرهایی که پیش از آنکه کامل بررسی شوند منتشر میشوند.
و جنگ روانی؛ جایی که ترس، امید و هیجان به ابزار روایت تبدیل میشوند.
در چنین فضایی احتیاط در قطعیتها یکی از مهمترین اصول سواد رسانهای است.
بازتاب این روایتها دامن شبکههای اجتماعی را هم میگیرد؛
جایی که اختلاف نظرها خیلی سریع به نزاعهای لفظی تبدیل میشود.
گروهها بهجای اینکه تلاش کنند واقعیت را بهتر بفهمند، بیشتر تلاش میکنند روایت خودشان را پیروز کنند.
و بهتدریج گفتوگو جای خود را به حمله میدهد، و پرسش جای خود را به برچسب.
خطر این است که جامعه پیش از آنکه در میدان واقعی درگیر شود، در میدان روایتها از درون خسته و فرسوده شود.
در چنین فضایی هر خبر بهانهای برای یک نزاع تازه میشود.
و هر روایت بهانهای برای مرزبندی جدید.
در حالی که در زمان بحران جامعه بیش از هر چیز به فهم، به مکث و به گفتوگو نیاز دارد.
اینجاست که یک اصل مهم هم مطرح میشود: توجه به کرامت انسانی.
وقتی کرامت انسان در نگاه ما محور باشد، کمتر در دام روایتهایی میافتیم که برای پیروزی در جنگ روانی طرف مقابل را تحقیر میکنند یا انسانها را به برچسب و دشمن تقلیل میدهند.
کرامت انسانی کمک میکند حتی در زمان اختلاف و حتی در زمان جنگ انسان رو فراموش نکنیم.
در چنین فضایی شهروند آگاه چه میکند؟
اول از همه میداند که هر خبری ممکن است بخشی از جنگ روایتها باشد.
پس پیش از بازنشر مکث میکند.
خبر را از تحلیل جدا میکند.
و میپرسد: این روایت برای فهم بهتر ساخته شده یا برای واکنش؟
در بیداری مدنی گفتیم مسئلهٔ جامعهٔ ما کمبود صدا نیست؛ کمبود ظرفیت شنیدن صداهای متفاوت است.
و فضای بحران این ضعف را بیشتر آشکار میکند.
در زمان جنگ هیجان طبیعی است. نگرانی طبیعی است.
اما آرام ماندن در گفتوگو خودش یک نوع مسئولیت مدنی است.
گاهی مهمترین کنش آگاهانه همان مکث کردن است.
مکثی که اجازه میدهد بهجای واکنشهای شتابزده بیشتر بفهمیم.
در دنیای امروز جنگ فقط در میدان نظامی نیست.
در روایتها هم هست. در رسانهها هم هست. و در شبکههای اجتماعی هم.
و در چنین فضایی سواد رسانهای یعنی تشخیص همین میدانها.
برای درک بهتر و کنش آگاهانه و مسئولانه.
برای فردایی بهتر، بیندیشیم و آگاهانه قدمی برداریم.