Iran 1400 Podcast
بیداری مدنی | مسئولیت
چرا بدون مسئولیت، مشارکت معنا ندارد و به نتیجه نمیرسد
مسئولیت ما در مسیر مشارکت در ساختن حال و آیندهٔ مشترکمان چیست؟
در اپیزود قبل از مشارکت گفتیم.
گفتیم مشارکت فقط حضور در یک لحظه نیست یک حضور مستمر است در شکل دادن به قواعد مشترک جامعه.
شاید از خودمان بپرسیم: اگر ما در این مسیر مشارکت داریم، در برابر آن چه مسئولیتی داریم؟
مسئولیت یعنی اینکه فرد خود را در برابر نتایج عاملیت و کنش خود پاسخگو بداند.
نه فقط در برابر قانون، بلکه در برابر جامعه، و بویژه در برابر وجدان خود.
مسئولیت محدود به اطاعت از قانون یا تکلیف یا آن چیزی که از ما خواسته میشود نیست— بلکه وقتی ما برای بهتر شدن زندگی و تصور آیندهای که با دیگران میسازیم انتخابی میکنیم. آن انتخاب هم مسئولیت ماست.
ما فقط مسئولیت آنچه انجام میدهیم نیستیم— در برابر آنچه میدانیم هم مسئولیم. بنابر این این مسئولیت ما در قبال آگاهیه.
وقتی میفهمیم چه باید کرد، در قبال اون مسئولیت داریم.
در ابتدای این مسیر از عاملیت گفتیم— اینکه فرد میتواند کنش کند.
در نوشتهای با عنوان «از ارتباطات تا شهروندی» در پروژه ایران ۱۴۰۰ به این نکته رسیدیم که کنش از دل ارتباط با دیگران شکل میگیرد و بهتدریج به جایی میرسد که فرد خود را بهعنوان شهروند در نسبت با دیگران تعریف میکند.
اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد:
اگر این کنش با مسئولیت همراه نشود، در همان سطح ارتباط یا واکنشهای کوتاه متوقف میماند و به شهروندی تبدیل نمیشود.
عاملیت بدون مسئولیت میتواند به کنشهای مقطعی یا حتی بیاثر تبدیل شود.
کنش وقتی معنا پیدا میکند که فرد پیامدهای آن را هم بپذیرد.
گفتم مسئولیت فقط انجام دادن نیست— در فهمیدن هم هست.
اینکه بر چه اساسی تصمیم میگیریم، و تا چه حد در جستجوی حقیقتیم و برای فهمیدن تلاش میکنیم.
مسئولیت در واقع جهت دادن به کنش است— در نسبت با آنچه برای همه اهمیت دارد و بهبود زندگی اجتماعی را ممکن میکند.
در این مسیر، عاملیت امکان کنش را فراهم میکند، مشارکت این کنش را در سطح جمعی گسترش میدهد، و مسئولیت آن را به تعهدی معنادار در برابر دیگران یعنی جامعه تبدیل میکند.
در اپیزود مشارکت گفتیم که حضور مستمر افراد برای شکلگیری نهادها ضروری است.
اما این حضور اگر با مسئولیت همراه نباشد، بهتدریج بیاثر میشود.
مشارکت بدون مسئولیت میتواند به حضور در لحظه یا واکنشهای کوتاه تقلیل پیدا کند.
در حالی که نهاد به پدیدهای عمیقتر نیاز دارد:
پذیرش مسئولیت در طول زمان.
ماندن— حتی وقتی رفتن سادهتر است یا بر عکس.
در زندگی روزمره هم نمونههای آن را میبینیم.
در یک جمع، اگر افراد در تصمیمگیری حضور داشته باشند، اما در قبال نتایج آن پاسخگو نباشند، بهتدریج اعتماد از بین میرود.
و وقتی اعتماد از بین برود، مشارکت هم کمرنگ میشود.
در تجربهٔ ایران بارها دیدهایم که کنشهای جمعی شکل گرفته، اما وقتی نوبت به تداوم، پیگیری، و پذیرش مسئولیت رسیده، این مسیر ناتمام مانده است.
و به قولی دو درهبازی شروع میشود— شانه ای برای بار مسئولیت یا حتی برای گریه کردن هم پیدا نمیشه
در چنین شرایطی کنش درجا میزند و به نتیجه نمیرسد.
از آنطرف عدم مسئولیت فقط به این معنی نیست که کاری نکنیم— بلکه به معنای سهیم شدن در نتیجهای است که میدانستیم میتوانستیم در قبالش بیتفاوت نمانیم.
در واقع مسئولیت همان نقطهای است که در آن مشارکت عمق پیدا میکند.
در اینجا، مفهوم «مسئولیتپذیری» بهعنوان حلقه اتصال کنش و تداوم آن مطرح میشود. بدون مسئولیتپذیری، کنشها پراکنده میشوند؛ با مسئولیتپذیری، تداوم پیدا میکنند و به ساختارهای پایدار نزدیک میشوند.
در چارچوب بیداری مدنی، تداوم کنش جمعی تصادفی نیست.
بر سه پایه شکل میگیرد: صداقت، حقیقت، و اعتماد.
در نهایت، شهروندی در همین مسیر شکل میگیرد—
جایی که فرد کنش خود را ادامه میدهد و نسبت به آن مسئول میماند.
شهروندی یک عنوان نیست— نتیجهٔ تداوم کنش و پذیرش مسئولیت در قبال آیندهای است که با دیگران میسازیم.
شاید باید بپرسیم:
ما در لحظههایی که میدانیم چه باید کرد، چه میکنیم؟
آیا میمانیم و آستین بالا میزنیم؟ یا از آن عبور میکنیم؟
آیا ما خود را در برابر حال و آیندهٔ مشترکمان مسئول میدانیم؟
در این معنا، پایداری جامعه بیش از هر چیز به کیفیت شهروندی ما وابسته است.
در نهایت، پایداری هر جامعهای به شهروندانی بستگی دارد که خود را وقف چیزی فراتر از منافع فردیشان میکنند.
شهروندانی که با ترکیب عاملیت آگاهانه و کنش جمعی مبتنی بر درک و همدلی، مسئولیت خود را در قبال عدالت، پاسخگو نگه داشتن قدرت و یکدیگر، و ساختن جامعهای فراگیرتر بهعهده میگیرند.